حسين قرچانلو

314

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

نامه نوشت و فرمان داد كه قسنطينه را محاصره كنند . آنها نيز شهر را محاصره كردند . « 1 » در 395 ق / 1004 - 1005 م باديس بن منصور ، عموى خود ، حماد را به حكومت تيجست و قسنطينه فرستاد ؛ ولى حماد سربرتافت و مخالفت آشكار كرد . در 405 ق / 1014 - 1015 م باديس از حماد خواست كه تيجست و قسنطينه را به پسرش ، معز دهد ؛ حماد باز سر بر تافت و از فرمان باديس بيرون رفت و شيعيان را كشتار و اظهار مذهب سنّت كرد و به دعوت عباسيان پرداخت . « 2 » بكرى در قرن پنجم هجرى در وصف قسنطينه مىنويسد : شهرى است قديمى و پرجمعيت . ديوارى مستحكم و بلند دارد و محكمتر از ديوار آن ديده نشده است . شهر بر كنار سه رود بزرگ واقع است كه در آنها كشتيرانى مىشود و شهر به وسيلهء اين رودها احاطه شده است . آب شهر از چشمه‌هايى است كه به چشمه‌هاى اشفار ( سياه ) معروف است . اين نهرها در خندق عميقى جارى است و بر فراز آن ، در كم پهناترين قسمت آن ، چهار قوس ( طاق قوسى ) ساخته شده ؛ بر بالاى آن نيز به همين صورت ( قوسهايى ) است و در مرتبهء دوم بالاى آن سه قوس ( يا كمان قوسى شكل ) بنا شده و بر بالاى آنها خانه‌اى طلايى است . از دو ساحل خندق به وسيله عبور از روى آب ، به شهر رفت‌وآمد مىكنند . اين خانهء طلايى كه مانند ستارهء كوچكى به نظر مىرسد ، به خانهء عبور معروف شده است . در اطراف قسنطينه قبايل مختلفى از مردم ميله و نفزاوه و قبايل كتامهء بربر سكونت دارند . در شهر ، بازارهاى بزرگ با بازرگانى پررونق وجود دارد . ميان قسنطينه و بندر سفده يك روز راه فاصله است . « 3 » به نوشتهء ابن خلدون : اعراب بنى هلال و بنى رياح در سال 446 ق / 1054 - 1055 م به افريقيه وارد شدند و آنجا را ميان خود تقسيم كردند و المستنصر ، خليفه فاطمى ، بعضى از بزرگان آنها را به امارت شهر منصوب كرد و حسن بن سرحان را امارت قسنطينه داد . در همين هنگام ، قبايل رياح در افريقيه توانمند شده و نواحى ( اطراف ) قسنطينه را تصرف كردند . « 4 » ابن خلدون در

--> ( 1 ) . همان ؛ ج 3 ، ص 56 . ( 2 ) . همان ؛ ج 5 ، ص 160 و 175 . ( 3 ) . المغرب فى ذكر بلاد افريقيه و المغرب ؛ ص 63 . ( 4 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 17 ، 21 و 25 .